
در پی وقوع تجمعاتی در تبریز و اورمیه و سر دادن شعارهای تحریکآمیز و تفرقهافکنانه میان گروهی از کوردها و ترکها، حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در تحلیلی سیاسی نسبت به نقش جریانهای پشتپرده و عوامل حکومتی در دامنزدن به اختلافات اتنیکی هشدار داد و تأکید کرد که راه رهایی خلقهای کورد و ترک از یوغ ستم، در همگرایی و اتحاد دمکراتیک نهفته است.
پژاک در این تحلیل تصریح کرده است که چنین رخدادهای واگرایانهای که در یکیدو سال اخیر چندینبار تکرار شده، در تضاد با روحیهی همزیستی تاریخی ملتها و نیز با ارزشها و شعارهای جنبش ژن، ژیان، آزادی قرار دارد.
این حزب بر این باور است که عناصر مخرب از درون حاکمیت همواره در شکلگیری چنین وقایع واگرایانهای نقش داشتهاند تا از طریق ایجاد تفرقه، به منافع سیاسی خود در مرکز قدرت دست یابند.
پژاک در ادامه نوشته است: «خلقهای کورد و ترک صدها سال است در سرزمینهای مشترک در کنار هم زیستهاند. امروز نیز تنها از رهگذر همزیستی مسالمتآمیز و در چارچوب یک حیات آزاد و انسانی است که میتوان بنیانهای جامعهای معاصر و شایسته انسان را بنا نهاد.»
در این تحلیل آمده است که مدل دولت-ملت در دویست سال اخیر خاورمیانه را دچار تفرقه و درگیریهای اتنیکی کرده است و تجربهی تاریخی نشان میدهد که ملیگرایی افراطی و رویکردهای فاشیستی تنها به جنگ، ویرانی و خونریزی انجامیدهاند. پژاک با اشاره به تجربهی کشورهای منطقه میگوید:
«در این مسیر، هیچ پیروزی واقعی وجود ندارد. آنچه حاصل میشود، پیروزی اِپیروس است؛ پیروزیای که بهای آن از دستاوردش بسیار سنگینتر است.»
پژاک ضمن انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی در ایران معاصر، یادآور شده است که حاکمیت در سدههای بیستم و بیستویکم همواره کوشیده با ایجاد خصومت میان خلقها، سلطهی سیاسی خود را تداوم بخشد و با تحریک ملیتها علیه یکدیگر، نظم مرکزگرا را حفظ کند.
در بخشی دیگر از تحلیل آمده است:
«کوردها و ترکها در طول تاریخ اشتراکات فرهنگی و اجتماعی فراوانی داشتهاند و هر زمان که در مسیر اتحاد و همگرایی حرکت کردهاند، آرامش و ثبات اجتماعی حاصل شده است. اما در دورههای تفرقه و دشمنسازی، خسارات جبرانناپذیری متحمل شدهاند که آثار آن تاکنون باقی است.»
پژاک تأکید میکند که در شرایط کنونی، بحرانهای فزاینده ناشی از سیاستهای جامعهستیز جمهوری اسلامی، ضرورت اتحاد و همبستگی ملیتها را بیش از پیش آشکار ساخته است. این حزب میگوید:
«اتحاد میان کوردها و ترکها به یکی از نیازهای حیاتی جامعهی ایران بدل شده است. با این حال، حاکمیت و برخی عناصر مزدور داخلی و خارجی از چنین همگراییای هراس دارند و با بهرهگیری از تحریکات ساختگی میکوشند اختلافات قومی را احیا کنند تا سلطهی خود را استمرار بخشند.»
در پایان این تحلیل، پژاک با تأکید بر مبانی فکری و سیاسی خود خاطرنشان کرده است که این حزب بر اساس سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک، به هیچ وجه خواهان مرزبندی جغرافیایی و فرهنگی میان ملتها نیست و با هر نوع سیاست مبتنی بر «یک ملت، یک پرچم، یک تاریخ» مخالفت میورزد.
پژاک تأکید کرده است که هیچ جریانی نباید اجازه داشته باشد با شعارهای فاشیستی یا ملیگرایانه، حیات دمکراتیک خلقها را تهدید کند و در ادامه افزوده است:
«پژاک مخالف هرگونه تجمع یا اقدامی است که به وحدت و همزیستی خلقهای کورد و ترک لطمه بزند. تنها مسیر صحیح و انسانی، گرایش دمکراتیک و پذیرش متقابل خلقهاست. هر اختلافی میان ملتها تنها آب به آسیاب نظام مرکزگرای ایران میریزد.»
این حزب در پایان نتیجهگیری کرده است که: «همگرایی و اتحاد سیاسی – دمکراتیک، تنها راه رهایی کورد و ترک از یوغ ستم و سلطه است.»
متن تحلیل سیاسی پژاک:
«همگرایی و اتحاد سیاسی – دمکراتیک، راه صحیح رهایی کُرد و ترک از یوغ ستم است
در روزهای گذشته در تجمعاتی در تبریز و اورمیه بر اثر تحریکات برخی جریانهای پشتپرده، شعارهایی تحریککننده علیه همدیگر از طرف کردها و ترکها سرداده شدند. بدوا باید گفت چنین رخدادهای واگرایانهای که در یکی دوسال اخیر تکرار شده، هم در تضاد با همزیستی صدها سالهی ملتها بوده و هم با روحیه و اندیشهی سیاسی سالهای اخیر که در شعارهای همگرایانه دوره خیزشهای انقلاب ژن، ژیان، آزادی نمود یافت، میباشد. این وقایع اثبات کرده که همیشه عوامل و عناصری مخرب از حاکمیت در این واگراییها دست دارند. فارغ از اینکه آغازگر این رویدادها چه کسانی و یا جریاناتی هستند، بدون اینکه خود را به دست جریان ملیگرایی بسپاریم، باید هشیارانه و با احساس مسئولیت به این پرسش بنیادین بپردازیم که این وقایع به کدام جریان سیاسی خدمت میکند و چه عواقبی در زمینه ایجاد اختلافات میان ملیتها به دنبال میآورد؟
خلقهای کُرد و ترک صدها سال است که در سرزمینهایی مشترک در کنار هم زندگی بسرمیبرند. امروزه نیز ایجاد پایههای یک حیات آزاد و انسانی و معاصر و لایق انسان بودن – فارغ از ملیت- بین آنها صرفا با توسل به شیوههای یک حیات مشترک در چارچوب همزیستی مسالمتآمیز ممکن میگردد. خاورمیانه با برآمدن مدل دولت- ملت در قریب دویست سال گذشته دچار تفرقه و دوبهمزنی میان خلقها شده است. این مقطع تاریخی معاصر اثبات کرده که برجستهساختن امیال ملیپرستانه جز جنگ و خونریزی و ویرانی ثمرهای نداشته. اگر راهکارهای سیاسی ملیپرستانه بر ریشههای فاشیستی رویانده شود، همه راهها را به جنگ و خصومت مداوم و بینتیجه ختم میکند. در این سیر نیز همه خلقها متضرر شده و آسیبهای جبرانناپذیر میبینند. هر «پیروزی» در این مسیر تنها یک «پیروزی پیروس» است که هزینهی آن قطعا از دستاوردش بارها بیشتر است. این امر تنها برای کردها و ترکها مصداق ندارد. موردی است که برای سرتاسر کشوری همچون ایران صدق مینماید.
در ایران نیز تاکنون حاکمیت در سدههای بیست و بیستویکم همیشه کوشیده که با ایجاد خصومت میان خلقها، بهرهبرداری سیاسی کرده و با برقراری سلطه مرکز، کُردها، ترکها، بلوچها و سایر ملیتها را در یک حالت همیشگی اختلاف و ستیزگی نگهدارد. توسل به رهیافتهایی که حیات صدها ساله ملیتها را بر هم بزند، همیشه بخشی از سیاست کلی نظامهای حاکم ایران و جریانهای وابسته به دول خارجی متخاصم بوده است.
از جمله ملیتها و خلقهایی که در ایران صدها سال در کنار هم اشتراکاتی خلقنموده و تا به امروز بر ساختارهای فرهنگی بنیادین خود تکیه کردهاند، ملیتهای کُرد و ترکها هستند. تاریخ نشان داد که هرگاه این دو خلق در یک سیر همگرایانه و اتحاد اجتماعی و دادوستد فرهنگی بسر بردهاند، آرامش اجتماعی به آنها رو کرده و توانستهاند از ناهمواریهای سیاسی هم گذار صورت دهند و در دوران اختلافات ساختگی دچار خسرانها و ضررهایی گردیدهاند که تأثیراتی تاریخی برجای گذاشته است. امروز که ایران بر اثر سیاستهای جامعهستیز حاکمیت جمهوری اسلامی دچار بحرانهای عدیده و ویرانگر شده، نیاز بنیادین، اتحاد و همبستگی ملیتها است که بیش از پیش به یک نیاز مشترک میان کُردها و ترکها مبدل شده. متأسفانه این اتحاد و همگرایی که حاصل انقلاب ژن، ژیان، آزادی است به مذاق حاکمیت و برخی عناصر مزدور خارج و کمپرادور خوش نیامده است. موضع قدرت کنونی از انسجام اجتماعی و فرهنگی و سیاسی این دو خلق تاریخی و ریشهدار هراس دارد لذا میکوشد که همانند دهههای گذشته اختلافاتی ساختگی و بیهوده میان آنها ایجاد کند تا سلطه مرکزی خویش را مداوم سازد.
اندیشهها و فلسفه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حزبمان پژاک مبتنی بر رهیافتهایی بیبدیل است که با توجه به سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک، بنا را بر حیات آزاد و دمکراتیک میگذارد و به ایجاد مرزهای اجتماعی و جغرافیایی میان ملیتها نمیاندیشد. هیچگاه سیاستی را پیشه نمیکند که متکی بر رویکردهای مخرب «یک فرهنگ، یک ملت، یک پرچم، یک تاریخ و …» باشد و به آزادی و خوشبختی ملیتها و خلقها آسیب بزند. به هیچ جریان سیاسی و سلطهگری نیز اجازه نمیدهد که با تحریکات ملیپرستانه و فاشیستی دور از رویکردهای میهندوستانه مسالمتآمیز، حیات دمکراتیک خلقها را لگدمال نماید. به همین دلیل پژاک مخالف تجمعاتی است که در آن حیات همگرایانه و دمکراتیک خلقهای کُرد و ترک لطمه ببیند. تنها مسیر نیک، صحیح و آزاد ممکن نیز، گرایش دمکراتیک و پذیرش خلقها از سوی یکدیگر است. اختلاف میان خلقها تنها آب به آسیاب سلطه مرکزی دولت- ملت ایرانی میریزد. لذا همگرایی و اتحاد سیاسی – دمکراتیک، راه صحیح رهایی کُرد و ترک از یوغ ستم است
پژاک نه تنها در ایران بلکه در خاورمیانه بنا را بر ساختاری اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میگذارد که در ساختارهای سیاسی دمکراتیک، همزیستی مسالمتآمیز تقویت گردد اگرنه نه در ایران و نه در خاورمیانه هیچیک از اختلافات سیاسی و جنگها و تفرقهها ختم به خیر نخواهد شد. نباید اجازه داد که حاکمیتهای دولت- ملتهای سلطهگر ما را به سلطه همیشگی خویش با رویه دامنزدن به اختلافات میان خلقها، عادت دهند. خرق این عادتهای مضر تنها با رویکردهای اجتماعی و سیاسی همگرایانه ممکن میگردد. هرگاه خلقهای کُرد و ترک در کنار هم در آرامش و صفای اجتماعی بسر بردهاند، یک دوره حیات فرهنگی دمکراتیک را رقم زدهاند. بنابراین پژاک مخالف دامنزدن به تضادهای ساختگی و اختلافات برساخته دست حاکمیتها و جریانهای کمپرادور است که در سرنوشت طبیعی ملیتها دخالت منفی میکنند.
سردادن شعارهای ضددمکراتیک در تجمعاتی از کُردها و ترکها در شهرهای تبریز و اورمیه به هیچوجه توجیه سیاسی ندارد و به هر دو خلق آسیب خواهد زد. برای خلقهای همسایه که دارای جغرافیا و وطنی مشترک هستند راهی جز زیستن دمکراتیک در عین حفظ ارزشهای فرهنگی هر خلق نیست. ارزشهایی که نباید اجازه داد حاکمیت و مزدوران خارجی از آن ابزار و دستاویزی برای بهرهبرداری سیاسی بسازند.
پژاک معتقد به رهیافتهای دمکراتیک خارج از تحمیل هرگونه گرایشها و تمایلات مضر ولو در حد سردادن برخی شعارها است. اندیشهها و برنامههای حزبمان متکی بر سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک است که به خواست سیاسی همه خلقها احترام میگذارد و به آن جایگاه والا میدهد. بنابراین بعنوان جنبش آزادیخواهی کُرد رهیافت دمکراتیک را در راستای خدمت به همه خلقها برگزیده و نه تنها خلقکُرد در ایران و شرق کردستان بلکه پشت ملیتهای داخل ایران را خالی نخواهد کرد. پس به اندازهای که ستم از ناحیه دولت- ملت مرکزی ایران را تقبیح میکند، با تشدید و تحریک اختلافات میان ملیتها، خاصه کُرد و ترک مخالف است و برای تحقق ساختارهای سیاسی و فرهنگی دمکراتیک میان این دو خلق مبارزه میکند. تحقق این ساختار که تنها راه کسب آزادی و دمکراسی برای دورنگهداشتن خلقها از جنگ و خونریزی است، صرفا با ایجاد برادری /خواهری میان آنها ممکن میگردد و به این امر اعتقاد راسخ و عمیق داریم. پس باور داریم که همگرایی میان کُرد و ترک یکی از ارزشمندیهای سیاسی و دمکراتیک حزبمان است و آن را برای همه خلقها ملیتها به ارمغان میآوریم.»
