ایران پس از جنگ ۱۲ روزه: میان سرکوب تا امیدی اندک به اصلاح

در تابستان

 سال جاری، ایران شاهد یک دوره کوتاه اما پرتنش بود که رسانه‌ها از آن به عنوان «جنگ ۱۲ روزه» یاد کردند. این بحران، که شامل درگیری با اسرائیل و تنش‌های سیاسی داخلی بود، آثار گسترده‌ای بر جامعه ایران برجای گذاشت؛ از بازتعریف سیاست داخلی و اصلاحات اجتماعی گرفته تا تغییر نگرش اقتصادی و توقعات مردم از حکومت.

پس از فروکش کردن تنش‌ها، مطالبات جدیدی در عرصه سیاسی و اجتماعی شکل گرفت که می‌تواند آینده ایران را به‌طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

اثرات اجتماعی و روانی جنگ

جنگ ۱۲ روزه، گرچه کوتاه بود، اما تأثیر عمیقی بر روان جامعه ایران گذاشت. به‌منظور جلب پشتیبانی مردمی، حاکمیت تلاش کرد فضای ملی‌گرایی و همبستگی اجتماعی را در طول این دوره تقویت کند و شهروندان را فارغ از گرایش‌های سیاسی، به نوعی وحدت ملی دعوت نماید؛ اما مردم اعتماد قابل‌توجهی به این رویکرد نشان ندادند.

در عین حال، این بحران آشکار ساخت که جامعه ایران با مشکلات ساختاری متعددی مواجه است: فساد اداری، ضعف در مدیریت بحران، و محدودیت‌های گسترده در دسترسی به اطلاعات و آزادی‌های مدنی. تحلیلگران اجتماعی معتقدند که چنین فشارهایی باعث افزایش حساسیت مردم نسبت به عملکرد حکومت شده است.

مطالبات اصلاح‌طلبانه و سیاست داخلی

پس از پایان جنگ، بخش قابل توجهی از جامعه ایران، به‌ویژه نسل جوان، مطالبات جدیدی مطرح کردند. این مطالبات شامل کاهش فساد، بهبود شفافیت در مدیریت اقتصادی، آزادی اینترنت و دسترسی آزاد به اطلاعات، و بازنگری در سیاست‌های اجتماعی و فرهنگی است. چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب و برخی فعالان مدنی نزدیک به آنان بر این باورند که بدون پذیرش این خواسته‌ها، شکاف بین حکومت و مردم عمیق‌تر خواهد شد و ثبات اجتماعی به خطر خواهد افتاد.

در این میان، دولت تلاش کرده است تا با برخی اقدامات محدود، این فشارها را مدیریت کند؛ اما عمق شکاف میان مطالبات مردم و عملکرد حاکمیت، امکان امیدواری به هرگونه اصلاح را بسیار ضعیف کرده است.

اقتصاد تحت فشار تحریم‌ها

اقتصاد ایران نیز در پی جنگ و تنش‌های سیاسی دچار فشار شدیدی شد. کاهش درآمدهای نفتی، افت ارزش ریال و افزایش تورم، بر زندگی روزمره مردم تأثیر مستقیم گذاشته است.

بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی مواجه‌اند و دسترسی به کالاهای اساسی محدود شده است. این وضعیت باعث افزایش نارضایتی اجتماعی و فشار به حکومت برای اصلاحات اقتصادی شده است.

کارشناسان اقتصادی معتقدند که بدون تغییرات ساختاری و کاهش فساد، توانایی ایران در مقابله با تحریم‌ها و کاهش فشار اقتصادی محدود خواهد ماند. هم‌اکنون حاکمیت حتی در تأمین انرژی اولیه مردم در حوزه آب و برق نیز ناتوان است و این مسئله بحران را تشدید می‌کند.

نقش دیپلماسی و روابط بین‌الملل

جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. فشارهای دیپلماتیک آمریکا و کشورهای اروپایی، به‌ویژه در زمینه برنامه هسته‌ای و تحریم‌های اقتصادی، همچنان ادامه دارد.

با این حال، ایران تلاش می‌کند تا با تعامل با شرکای منطقه‌ای و استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی داخلی، اثرات این فشارها را کاهش دهد. این شرایط نیازمند راهبردی دقیق در سیاست و اقتصاد است تا هم پاسخگوی مطالبات داخلی باشد و هم موقعیت بین‌المللی ایران را تثبیت کند.

با توجه به روند موجود، افق روشنی در این زمینه دیده نمی‌شود و حاکمیت تاکنون گام مؤثری برنداشته است.

چشم‌انداز آینده

با توجه به تحولات اخیر، می‌توان پیش‌بینی کرد که رژیم ایران در آینده نزدیک با دو مسیر محتمل مواجه خواهد شد: یا اصلاحات اجتماعی و اقتصادی به‌طور جدی دنبال می‌شود و شکاف بین حکومت و مردم تا حدی کاهش می‌یابد، یا تنش‌های اجتماعی و فشار اقتصادی ادامه یافته و ثبات داخلی به خطر می‌افتد.

در هر دو حالت، نقش جوانان، فعالان مدنی و تصمیم‌سازان سیاسی کلیدی خواهد بود. موفقیت در مدیریت این دوره حساس، نه‌تنها بر رفاه مردم بلکه بر موقعیت سیاسی و اقتصادی ایران در سطح بین‌المللی تأثیرگذار خواهد بود.

با توجه به روندی که تاکنون از سوی حاکمیت اتخاذ شده است، به‌نظر می‌رسد عزم جدی برای تغییر نگرش در شیوه حکمرانی وجود ندارد. حاکمیت اگرچه توان پاسخگویی در برابر اسرائیل و آمریکا را نداشته، اما در برابر مردم و مطالبات آنان نیز کوتاه نیامده است.

Live
Hide picture