
در ادامه موج تازه اعتراضات سراسری در ایران، شهر کرماشان و مناطق همجوار آن بار دیگر بهعنوان یکی از کانونهای فعال اعتراضات ضدحکومتی مطرح شدهاند؛ اعتراضاتی که از سوی فعالان سیاسی و مدنی، ادامه مستقیم انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» توصیف میشود.
بر اساس این دیدگاه، حضور گسترده مردم در کرماشان، ایلام، خرمآباد، کوهدشت، اسدآباد، آبدانان و دهلران نشاندهنده پیوند اعتراضی مناطق زاگرسنشین با سایر نقاط کشور است؛ پیوندی که با هدف مقابله با دیکتاتوری، تبعیض ساختاری و محرومیتهای مزمن شکل گرفته و بر همسرنوشتی خلقهای مختلف ایران تأکید دارد.
ریوار آبدانان با اشاره به وضعیت جمهوری اسلامی، معتقد است که حاکمیت چه در داخل و چه در عرصه بینالمللی دچار فرسایش و ناتوانی شده و چشمانداز آینده برای آن روزبهروز تیرهتر میشود. به باور او، اتحاد میان کوردها، لورها، فارسها، عربها، آذریها، بلوچها و دیگر گروههای اجتماعی میتواند به پایان این نظام سیاسی منجر شود؛ اتحادی که مطالبات محوری آن دموکراسی، آزادی، زندگی شرافتمندانه و حق معیشت است.
در بخش دیگری از این تحلیل، به نقش پیشگام کرماشان و ایلام در خیزش «زن، زندگی، آزادی» اشاره شده است. به گفته نویسنده، این دو منطقه در مقاطع حساس، برای حمایت از شهرهایی چون جوانرود، مهاباد، سقز و ارومیه به میدان آمدند و اکنون که کرماشان در جایگاه پیشتاز اعتراضات روژهلات کوردستان قرار دارد، انتظار میرود سایر شهرهای کوردستان نیز از آن حمایت کنند.
همزمان، انتقاد تندی متوجه رسانههای کوردی و احزاب کلاسیک و سنتی شده است. نویسنده با طرح این ادعا که «رسانه ملی و دموکراتیک کوردستانی» وجود ندارد، رسانههای موجود را گرفتار لهجهگرایی، منطقهگرایی و حزبمحوری میداند و میگوید اعتراضات کرماشان، ایلام، همدان و لورستان با بیتوجهی آشکار مواجه شده است.
در ادامه، به مواضع برخی چهرهها و جریانهای وابسته به احزاب سنتی اشاره میشود که بهزعم نویسنده، بهجای حمایت از قیام مردم کرماشان، به تخریب جایگاه این شهر پرداختهاند. این مواضع که گاه با پوشش ناسیونالیسم کوردی بیان میشوند، از سوی نویسنده «غیرسیاسی، غیرعاقلانه و در تضاد با منافع ملت کورد» توصیف شدهاند.
بر اساس این تحلیل، کرماشان بهعنوان کلانشهری تأثیرگذار، نقشی تعیینکننده در آینده سیاسی کوردهای شرق کوردستان دارد و همصدایی آن با شهرهای مرکزی ایران، نه نشانه عدول از هویت کوردی، بلکه یک انتخاب سیاسی آگاهانه و راهبردی تلقی میشود. نویسنده تأکید میکند که کرماشان و ایلام، همزمان بخشی جداییناپذیر از کوردستان و شریک سرنوشت دیگر خلقهای ایران هستند.
این متن در پایان هشدار میدهد که بیاحترامی و تخریب جایگاه کرماشان، بهمنزله خیانت به ملت کورد تلقی خواهد شد و تأکید میکند که حافظه جمعی مردم این منطقه، مواضع امروز افراد و جریانها را فراموش نخواهد کرد.
متن کامل تحلیل ریوار آبدانان:
«بدون کرماشان، کوردستان بیمعناست
این اعتراضات ادامهدهندهی انقلاب «ژن ژیان ئازادی» هستند و بیشک سرانجام ملت کورد و خلقهای ایران در برابر رژیم دیکتاتور به پیروزی خواهند رسید.
درود به مردم انقلابی کرماشان و ایلام و خرمآباد و کوهدشت و اسدآباد و آبدانان و دهلران و تمامی زاگرسنشینان که در این روزها دوشادوش دیگر مردم ایران، علیه دیکتاتوری و ستم بهپا خاستهاند و صدای آزادیخواهانهی خود را بلند کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران هم در خارج و هم در داخل ناتوان و خسته شده و روزبهروز امیدش را به آینده بیشتر از دست میدهد. اتحاد و همنوایی کورد و لور و فارس و عرب و گیلک و آذری و بلوچ میتواند برای همیشه به این دیکتاتوری پایان دهد. دموکراسی، آزادی، زندگی باکرامت و نان، حق مسلم مردم هستند و برای رسیدن به این حقوق تنها راه، ادامهدادن به مبارزه است.
این اعتراضات ادامهدهندهی انقلاب «ژن ژیان ئازادی» هستند و بیشک سرانجام ملت کورد و خلقهای ایران در برابر رژیم دیکتاتور به پیروزی خواهند رسید.
کرماشان و ایلام در انقلاب «زن زندگی آزادی» در صف پیشین جای داشته و پیشاهنگ این انقلاب بودند. در آن خیزشها، کرماشان و ایلام در روزهای سخت برای تنها نماندن جوانرود و مهاباد و سقز و ارومیه به میدان آمدند. امروز که کرماشان سرقافله و پیشگام انقلاب روژهلات کوردستان است، بجاست که شهرهای دیگر کوردستان نیز به کمک بیایند و کرماشان را تنها نگذارند.
متاسفانه رسانههای کوردی دقیقا مانند احزاب کلاسیک و سنتی، در قبال کرماشان و ایلام و همدان و لورستان بیاعتنا هستند. زیرا چیزی به نام «رسانهی ملی و دموکراتیک کوردستانی» نداریم. لهجهگرایی، منطقهگرایی و حزبگرایی کل رسانههای کوردی را گرفتار بیماری کرده است.
اگر رویدادی در آبادی کوچکی در سنندج و مهاباد یا هولیر و سلیمانیه اتفاق بیفتد، رسانههای کوردی چنان در بوق و کرنا میکنند که دنیا گیج و منگ میشود اما اکنون چون قضیهی کرماشان و اسدآباد و کوهدشت و ایلام مطرح است انگار خفهخون گرفتهاند!
تا این لحظه از اعتراضات و قیام مردم ایران، نهتنها از کرماشان و مردم انقلابی کرماشان حمایتی نشده است، حتی برخی اشخاص وابسته به احزاب واپسگرای کلاسیک، شروع به خصومت با کرماشان کردهاند و میخواهند نام و چهرهی کرماشان را خدشهدار کنند! این کارها را نیز زیر پوشش ناسیونالیسم (ملیگرایی) کوردی انجام میدهند! میگویند: چرا کرماشان با تهران همصدا شده و علیه جمهوری اسلامی قیام کرده است؟! حرف این جماعت، دیگر اوج بلاهت و بیشعوری است! این جماعت ازدماغفیلافتاده که صدسال است جز شکست هیچ دستاوردی برای ملت کورد نداشتهاند، نه چیزی از کوردبودن و ملیت(ناسیونالیته) میدانند و نه چیزی از سیاست و ژئوپلیتیک سرشان میشود. یک روز از لزوم حذف لهجهی کوردی کلهری در یک لهجهی مرکزی حرف میزنند و یک روز میخواهند قیام دموکراتیک مردم کرماشان را زیر سؤال ببرند!
کلانشهر کرماشان، مرکز روژهلات کوردستان (شرق کُردستان) است و سرنوشت سیاسی کوردها در کرماشان تعیین خواهد شد. اکنون نیز کرماشان پیشگام قیام است و صدای آزادیخواهی کوردها را در سراسر ایران بلند کرده است. کرماشان و ایلام به همان اندازه که کوردستانی هستند به همان اندازه نیز با سایر خلقهای ایران همسرنوشت میباشند. به همین دلیل همصداشدن کرماشان و ایلام و مناطق لورستان و همدان با تهران و اصفهان و یزد و شیراز یک کار سیاسی بسیار صحیح و عاقلانه است.
آنهایی که به کرماشان بیاحترامی روا میدارند، به ملت کورد خیانت میکنند. کرماشان دوست و دشمن خود را بهخوبی میشناسد و از یاد نخواهد برد که در این روزها چه کسی دوست و چه کسی دشمنش بوده. کسانی که به کرماشان بیاحترامی میکنند باید بدانند که در آیندهی خیلی نزدیک، سیلی سختی از کرماشان و ملت کورد خواهند خورد.»
