
تحولات سیاسی و امنیتی هفته جاری از خاورمیانه تا شرق آسیا، نشانهای از بازگشت تنش به خطوط بحران جهانی است؛ از توقف مرحله دوم طرح صلح در غزه و بحران فزاینده آب در عراق تا نشانههای آغاز رقابت هستهای تازه میان قدرتهای بزرگ پس از نشست آمریکا و چین.
تحلیلگران میگویند این سه روند، هرچند در ظاهر جدا از یکدیگرند، اما در مجموع بازتابی از ضعف نظام بینالمللی در مهار بحرانهای منطقهای و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی است.
بنبست در طرح صلح غزه؛ محدودیت نفوذ آمریکا و گسترش بیاعتمادی
به گزارش روزنامه «شرق الأوسط»، مرحله دوم طرح صلح پیشنهادی آمریکا برای غزه با موانع جدی روبهرو شده است. پس از توقف نسبی درگیریها و تبادل اسرا در مرحله نخست، گفتوگوها برای سازوکار اداره غزه و بازسازی مناطق ویرانشده عملاً متوقف مانده است.
به گفته منابع آگاه، طرح واشنگتن که از آن با عنوان «طرح روز بعد» یاد میشود، بهدلیل مخالفت گسترده فلسطینیها و دولتهای عربی، در آستانه شکست کامل قرار دارد. سه محور اصلی انتقادها شامل جداسازی سیاسی غزه از کرانه باختری، تحمیل نوعی وصایت خارجی بر اداره غزه، و نادیدهگرفتن جنبه سیاسی مناقشه است.
به باور تحلیلگران، اسرائیل میکوشد الگویی شبیه مدیریت امنیتی کرانه باختری را در غزه اجرا کند، بدون آنکه نقشی برای تشکیلات خودگردان قائل شود. چنین روندی، به گفته ناظران، نهتنها چشمانداز دو دولت را از میان میبرد، بلکه خطر بازتولید چرخه خشونت را افزایش میدهد.
توافق آب عراق و ترکیه؛ همکاری یا واگذاری حاکمیت؟
در حالیکه عراق با یکی از شدیدترین بحرانهای آبی دهههای اخیر دستوپنجه نرم میکند، توافق جدید بغداد و آنکارا برای مدیریت مشترک منابع آبی دجله و فرات، بحثهای گستردهای برانگیخته است.
روزنامه «العرب» چاپ لندن گزارش داده است که بر اساس این توافق، ترکیه برای مدت پنج سال در مدیریت فنی جریان آب و پروژههای زیرساختی عراق نقش مستقیم خواهد داشت. در مقابل، بغداد وعده دریافت سرمایهگذاری در پروژههای آبی، افزایش مبادلات تجاری و حذف بخشی از بدهیهای خود را گرفته است.
با این حال، نبود شفافیت در بندهای توافق و نگرانی از واگذاری بخشی از کنترل منابع آب به ترکیه، انتقادهایی در محافل سیاسی و دانشگاهی عراق برانگیخته است.
کارشناسان هشدار میدهند که وابستگی فنی و اقتصادی روزافزون به همسایگان، میتواند جایگزین سیاست مستقل در حوزه امنیت آبی شود.
به باور تحلیلگران، آینده این همکاری به میزان توانایی بغداد در تدوین استراتژی ملی آب و کاستن از اتکای مزمن به واردات و توافقهای بیرونی بستگی دارد.
پس از نشست آمریکا و چین؛ بازگشت سایه جنگ سرد
در صحنه بینالمللی، نشست اخیر میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ در شهر بوسان کرهجنوبی، هرچند در ظاهر با لحن مثبت پایان یافت، اما در عمل نتوانست از افزایش تنش میان سه قدرت بزرگ جهان جلوگیری کند.
روزنامه «الخلیج» نوشت، اندکی پس از این نشست، ترامپ با اعلام تصمیم خود برای ازسرگیری آزمایشهای هستهای آمریکا پس از سه دهه وقفه، عملاً معادلات جهانی امنیت را وارد مرحلهای تازه کرد. رئیسجمهوری آمریکا مدعی شده است که چین و روسیه در حال انجام آزمایشهای «پنهان» هستند؛ ادعایی که با واکنش تند دو کشور روبهرو شد.
مسکو تهدید کرده در صورت نقض پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT)، اقدام متقابل انجام خواهد داد. همزمان، کرملین از توسعه موشکهای جدید با قابلیت حمل کلاهک هستهای خبر داده است.
تحلیلگران هشدار میدهند که این سلسله اقدامات میتواند به بازگشت جهان به فضای رقابت تسلیحاتی دهه ۱۹۸۰ بینجامد، آنهم در شرایطی که ساختارهای کنترل تسلیحات تضعیف شده و گفتوگوهای راهبردی میان واشنگتن و مسکو متوقف مانده است.
دمشق و واشنگتن؛ حضور نظامی زیر سایه بحران سیاسی
در حالیکه سیاست خارجی آمریکا بیش از پیش بر محور خاورمیانه متمرکز شده، گزارشهایی از تلاش واشنگتن برای ایجاد حضور نظامی در نزدیکی دمشق منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری «رویترز» و روزنامه «اورشلیم پست»، ایالات متحده در حال بررسی طرحی برای استقرار نیرو در یک پایگاه هوایی در حومه دمشق است؛ اقدامی که به گفته منابع اسرائیلی، میتواند همزمان ثبات نسبی و موازنه جدیدی در منطقه ایجاد کند.
این طرح در چارچوب گفتوگوهای امنیتی میان واشنگتن، دمشق و تلآویو بررسی میشود و هدف از آن جلوگیری از بازگشت نفوذ ایران به سوریه پس از سقوط حکومت پیشین عنوان شده است.
با این حال، همزمان با این تحرکات، ترامپ در داخل آمریکا با فشارهای سیاسی فزایندهای روبهروست. شکستهای انتخاباتی اخیر جمهوریخواهان در چند ایالت و تداوم مشکلات اقتصادی، موجب شده منتقدان او را به غفلت از اولویتهای داخلی متهم کنند.
ناظران معتقدند که بنبست طرح صلح غزه، شکنندگی توافقهای منطقهای مانند پرونده آب عراق، و رقابت فزاینده قدرتهای جهانی، همه نشانهای از گذار جهان به دورهای پرتنشتر است؛ دورهای که در آن نه قدرتهای بزرگ توان مدیریت بحرانها را دارند، و نه دولتهای منطقه از ظرفیت لازم برای ایجاد ثبات پایدار برخوردارند.
